«ورود کوهنوردان و گردشگران به روستای الیمستان ممنوع!؟!»

ورود کوهنوردان و گردشگران به روستای الیمستان ممنوع!؟!

روز پنج‌شنبه مورخ ۹۱/۰۸/۱۲ تصمیم گرفتیم تا در کنار خانواده ساعاتی را به جنگل‌نوری بپردازیم و از طبیعت پاییزه جنگل الیمستان و زیبایی‌های وصف‌نشدنی آن بهره‌مند شویم؛ این بود که با آماده کردن وسائل و ملزومات جهت یک سفر یک روزه مهیای حرکت شدیم، چگونگی مسیر را هم با پرس و جو از دوستان و نیز از اینترنت جویا شدیم، همانطور که می‌دانید جنگل الیمستان در مسیرجاده هراز و حدوداً ۳۵ کیلومتری آمل در سمت راست قرار دارد. به بیان دیگر، وقتی شما از تونلی که با شماره ۱۲ شماره‌گذاری شده و آخرین تونل در این مسیر است می‌گذرید یک تابلو بزرگ را مشاهده می‌کنید که مربوط به روستای لهاش است که با ورود به این جاده که بسیار پر پیچ و خم هست و حدوداً تا خود روستا چهار پنج کیلومتر بیشتر نیست، به امامزاده حسن لهاش می‌رسی و می‌توانید برای نماز و زیارت و دست و صورتی به آب زدن توقف داشته باشید، وقتی جادة منتهی به روستا را ادامه بدهید در فاصله کوتاهی به روستای الیمستان می‌رسی و نیز جنگل الیمستان…
روستای توریستی الیمستان واقعاً جای بسیار زیبایی است و به گفته ویکیپدیا «جنگل‌های الیمستان محل رویش گیاهی به نام الیما می‌باشد که در اردیبهشت ماه رشد می‌کند که نام الیمستان نیز از آن گرفته شده است » و این منطقه به‌عنوان یکی از مناطق توریستی ایران تورهای زیادی از جوانان را به سوی خود می‌کشاند.
قله الیمستان هم یکی دیگر از جاذبه‌های این روستا می‌باشد که حدوداً ۲۵۱۰ متر ارتفاع دارد و یکی از گزینه‌های کوهنوری در زمستان به شمار می‌آید.

ورود کوهنوردان و گردشگران به روستان الیمستان ممنوع!؟!

در کل مسیر هم دامنه شرقی قله دماوند منظره زیبایی را در هر لحظه نمایان می‌کند. به‌هرحال حدوداً ساعت ۱۱ بود که به روستا رسیدیم و با کمال تعجب و تحیر دیدیم که ورودی روستا را با طناب مسدود و نگهبانی هم برای کنترل رفت و شد به روستا برقرار کرده‌اند و نیز تابلویی در مسیر قرار داده بودند که ورود کوهنوردان و گردشگران به روستای الیمستان ممنوع می‌باشد و پائین تابلو هم درج کرده بودند، «شورای اسلامی روستای الیمستان»، راستی که حالمان گرفته شد از یک طرف مناظر زیبایی روستا و جنگل هوش از سرمان برده بود و از طرفی هیکل درشت نگهبان که از ورود به روستا ممانعت می‌کرد جلو چشممان زیادی جلوه می‌کرد، با صدایی گرفته شروع به پرسش و پاسخ درخصوص این موضوع کردیم و علت را جویا شدیم که نگهبان طی ده دقیقه سخنرانی برایمان دلایلی آوردکه کم‌کم متقاعد شدیم و کوتاه آمدیم و متوجه شدیم که اهالی از دست گردشگران به ستوه آمده‌اند و چاره‌ای جز این نداشته‌اند گر چه نگهبان بالاخره دلش به رحم آمد و وقتی دید که ما یک خانواده هستیم و بچه و میانسال همراهمان هست اجازه یک دور زدن در روستا را به ما داد. وقتی وارد روستا شدیم با نگاه‌های تعجب‌ برانگیز بعضی از اهالی مواجه شدیم لابد با خود می‌گفتند که این‌ها با چه کسی کار دارند و یا چگونه وارد محدوده روستا شدند. به‌هرحال به حسینیه روستا رسیدیم و چون از قبل شنیده بودیم که در آنجا می‌شود اطراق کرد گفتیم بد نیست که شانس خودمان را امتحان کنیم.
این بودکه جلوی حسینیه رفتیم و با احترام از پیرمردی که آنجا بود پرسیدیم که می‌شود اینجا ماند. یعنی توی حسینیه؟ و یا حتی می‌شود منزلی اجاره کرد، پیرمرد هم با احترام جواب منفی داد و قضایا را همانطور که نگهبان ترسیم کرده بود یادآوری کرد این بود که با یک مختصر از روستا خارج شدیم.
بعد از خروج از روستا کنار جاده یک پیچ بعد از پست نگهبانی جای مناسبی یافتیم و برفراز دره صبحانة توپی برپا کردیم، جاتون خالی نیمرو، ‌پنیر با گردو و … قله دماوند نیز که نظاره‌گر ما بود گاهگاهی خودش را پشت ابر قایم می‌کرد و گاهی دوباره یک لبخند با شکوهی به ما می‌زد.

بعد از صبحانه به مسیری نه چندان دور از روستا که آقای نگهبان راهنمایی کرده بود رفتیم و این در حالی بود که یک گروه چهار نفره مرد و زن نیز به آنجا رسیدند و برای ‌جنگل نوردی آماده شدند ما نیز خودرو را در کنار جاده به امید خدا‌‌ رها کردیم و از مسیری که اهالی روستا مشخص کرده بودند وارد جنگل شدیم و تا مسافتی که همراهان توانایی داشتند از مناظر زیبایی جنگل دیدن کردیم و عکس گرفتیم و لذت بردیم. در مسیر برگشت نیز یک گروه مختلط از دختر و پسر را دیدیم که وارد جنگل شدندالبته با شکل و فرم خودشان … لازم به ذکر است که روستاییان مدعی هستند که این مسیر جدید جنگل‌ نوردی که آنجا ایجاد کرده‌اند وتا خود قله دارای فلش‌ های راهنما می‌باشد که البته و انصافاً ما هم چند تا از آن‌ها را دیدیم محلی هم برای ماندن برای کوهنوردان مهیا کرده‌اند که خوب البته حتما «اینطوریه»

ورود کوهنوردان و گردشگران به روستان الیمستان ممنوع!؟!

چرا ما نباید بتوانیم یک تعامل درست و منطقی با مردم بومی یک منطقه داشته باشیم؟

به هرحال روز قشنگی بود و واقعاً زیبایی‌های این منطقه مجذوبمان کرده بود و تنها ناراحتی این بود که چرا علیرغم اینکه علاقمند شده بودیم شب را در روستا بگذرانیم به‌خاطر مسائل حاشیه‌ای که گردشگران و نه کوهنوردان (چون کوهنورد واقعی به محیط و بومیان احترام می‌گذارد) ایجاد کرده بودند و به‌ خاطر ذهنیت‌های منفی به وجود آمده در باور روستاییان نتوانستیم در روستا بیتوته کنیم. البته این روستا ۸۰ خانوار دارد که به نظر من اکثراً بومی آنجا نیستند و دارای ویلاهای بسیار خوب و نوساز هستند، مجبور شدیم که برگردیم. البته باز هم نگذاشتیم که بد بگذرد و شام را در کنار دریا صرف کردیم و چون خیلی خسته بودیم ترجیح دادیم شب را در هتلی در بابلسر بمانیم و فردای آن روز هم سری را به جنگل‌ هلومس‌تر در جاده آمل زدیم و نهار و ماهی کباب ذغالی را برپا کردیم و واقعاً‌کلی خوش گذشت.. باز هم جاتون خالی… اما هنوز هم که چند روزی از برگشت از این منطقه زیبا می‌گذرد این چند سؤال ذهنم را مشغول کرده که واقعاً چرا بعضی‌ها خواسته‌های خودشان را به خواسته‌های عموم ترجیح می‌دهند چرا ما نسبت به حفظ پاکیزگی منابع طبیعی اینقدر بی‌تفاوتیم.

ورود کوهنوردان و گردشگران به روستان الیمستان ممنوع!؟!

دسته بندی شده در : کوهنوردی

One Response تا کنون .

  1. مهدیه زراعتی می‌گه:

    پای بشر به هر کجا رسید آن جا نابود شد.
    چقدر به حریم طبیعت حرمت میگذاریم؟
    از طبیعت چه چیزی گرفتیم و به آن چه دادیم؟
    افسوس…
    بشر ویرانگر شد!!!!!!!